قسمت سوم کتاب گونه شناسی و گیاه شناسی

( ادامۀ مبحث برگ درخت قهوه ) برگهای گیاه قهوه، سبز براق و تیره اند و حدود 10 تا 50 سانتی متر طول و 6 سانتی متر عرض دارند. از برگهای گیاه قهوه نوعی دمنوش یا چای برگ قهوه هم درست می کنند. به این صورت که برگ های درخت قهوه ( یا روبوستا یا عربیکا که عموماً عربیکا ) را می خشکانند و پس از بو دادن، در آب داغ همانند چای دم می کنند. این چای مقدار کافئین کمتر یا همانند چای دارد.

البته مقدار کافئین آن در برگهای گونۀ عربیکا از چای کمتر است. این چای خواص بسیار زیادی همانند ضد حملات قلبی و ضد دیابت برای انسان دارد و حتی بیشتر از چای معمولی دارای آنتی اکسیدان است. در برگهای گونۀ عربیکا، مقدار بسیار زیادی مالوالیک اسید وجود دارد که موجب محافظت از نورونهای مغزی و پایین آمدن کلسترول خون در انسان می شود.

 چای درخت قهوه اگر تقاضای بسیار بالایی پیدا کند، آسیب بسیار جدی به صنعت قهوه می زند، چرا که از برگهای جوان درخت قهوه تهیه می شود و از برگهای بزرگ و کهنه، چایی خوبی حاصل نمی شود و کندن برگهای درخت قهوه برای تهیۀ چای موجب آسیب به درخت و پایین آمدن فتوسنتز و میوه دهی آن می شود. این چنین کیفیت و کمیت تولید کشاورزان کم می شود. کشاوران هم به سمتی گرایش پیدا می کنند که سود بیشتری دارد و به فروش برگهای جوان درختان قهوه روی می آورند.

برگهای جوان درخت قهوه که برای تهیۀ چای برگ گیاه قهوه چیده شده اند.

 

گونه شناسی قهوه:

در مورد گونه و اینکه چه جایگاهی در طبقه بندی علمی دارد، توضیحی دادیم، به علل تنوع زیستی و پیدایش گونه های مختلف هم اشاره ای کردیم. البته آنچه که گفته شد، مسائل بسیار ساده ای بود که اشاره به ریز نکات در این دفترچه نمی گنجد.

همۀ ما می دانیم که قهوه دو گونۀ اصلی عربیکا و کانفورا ( روبوستا ) دارد. اما گونۀ سومی هم هست که به آن لیبریکا می گویند.

با مثالی پیش می رویم تا اشاره به کلیت مطلب را داشته باشیم :

اگر گیاه قهوۀ روبوستا را در شمال ایران و منطقه ای که قابلیت کشت را دارد بکارید، می بینید که امکان رشد دارد اما ارتفاع گیاه آن متفاوت تر خواهد بود و میوه هم نخواهد داد و یا اینکه کیفیت میوه اش بسیار پایین تر خواهد بود. (همانند نخل های تزئینی که در نقاط مختلف ایران کاشته شده اند.) این یک فرض است و عمل می طلبد و اگر قابل انجام باشد، در طول زمانی طولانی می توانیم شاهد ظهور گونه ای جدید از گیاه قهوه و یا حتی گیاهان روناسیان باشیم.

گونه ها و زیرگونه های مختلفی که روزانه اسمشان را می شنوید، با تغییر محیط جغرافیاییشان به وجود آمده اند.

قهوه سه گونۀ تجاری دارد.

  • عربیکا
  • روبوستا
  • لیبریکا

 

به عنوان یک باریستا اسم عربیکا و روبوستا را شنیده اید و تفاوت های عطر و طعمی آن ها را هم درک کرده اید و می دانید که کافئین روبوستا بیشتر از عربیکا است، اما شاید اسم لیبریکا به گوشتان نخورده باشد. قهوۀ لیبریکا در اصل مربوط به کشور لیبریا است که در غرب آفریقا قرار دارد. در قرن 19 که آفت به جان قهوه های عربیکا افتاد، از آن به عنوان جایگزینی استفاده کردند و این چنین به دنیا راه پیدا کرد. این درخت در مقابل آفات حتی از روبوستا هم مقاوم تر است و تنۀ چوبی قوی ای دارد و ارتفاعش حتی تا 18 متر هم می رسد. اما طعم لیبریکا را بسیاری از افراد نمی پسندند. طعم آن تا حدودی مانند روبوستا است و طعم یادهای دودی و گاهی طعم های زمینی را به همراه خواهد داشت، اما نه طعم یادهای زمینی که در عربیکا دریافت می کنید. عموماً طعم یادهای زمینی لیبریکا نوعی عطر خاکی نامطلوب را به همراه دارند. لیبریکا می تواند طعم یادهای میوه ای را هم حتی به همراه داشته باشد، اما نه به کیفیت و مطلوبیت عربیکا. لیبریکا به دلیل کیفیت پایین عطر و طعمی در صنعت قهوه آنچنان خواستنی نیست، به همین دلیل بیشتر از این به آن نمی پردازیم.

 

 

 

تاریخچۀ قهوه

اولین بار قهوه به گونۀ عربیکا کشف گردید و در سال های بسیاری تنها این گونه از قهوه در دنیا مرسوم بوده و چند قرن بعد روبوستا کشف گردید. در این که چه کسی قهوه را کشف کرد، هیچ یقینی وجود ندارد، اما مردمان اتیوبی و مناطق اطراف آن یعنی مناطق کوهستانی یمن، اتیوبی و جنوب شرقی سودان آن را به طریقی مصرف می کرده اند. بر طبق گفته ای که نمی توان آن را درست شمرد و برخی آن را افسانه می دانند، در قرن 11 چوپانی به نام کالدی دید که بز هایش پس از خوردن میوۀ درختی رفتار های عجیبی نشان می دهند، به جنب و جوش می افتند و شب ها نمی خوابند. به دلیل خیال به خرافاتش آن را با راهب بزرگ صومعۀ شهرشان در میان میان گذاشت و راهب هم دید که با خورد میوۀ قهوه انرژی فراوانی می گیرد و شب ها خوابش نمی برد. این چنین به صومعه های مناطق اتیوپی و اطراف آن راه پیدا کرد. اما کسانی که آن را به عنوان نوشیدنی استفاده می کردند، صوفیان یمنی بودند که در قرن 13 و 14 آن را به یمن بردند و در آنجا کشت کردند. باز هم در تاریخ ورود قهوه به یمن و کشت آن شک وجود دارد، چرا که اسنادی برای اثبات آن وجود ندارد. عده ای هم ورود قهوه به یمن را از قرن 12 می دانند، اما طبق گفته ها در قرن 15 قهوه در دنیای اسلام همه گیر شد، درست زمانی که اروپاییان در حال کشف قاره ای جدید بودند، مسلمانان از دنیای قهوه با خبر بودند. طبق گفته ها زمانی که فردی صوفی از صومعه های اتیوپی دیدن کرد، به فواید انرژی زایی و کم کردن خواب پس از خوردن قهوه پی برد و آن را به نزد خودشان برد تا در مراسمات مذهبیشان استفاده شود. مشخص نیست که چه کسی برای اولین بار دریافت اگر دانۀ قهوه حرارت ببیند و برشته شود طعم هایش آزاد می شود و نوشیدنش لذت بخش تر است. به احتمال قوی در قرون اولیۀ کشف قهوه، آن را خرد می کردند و با آب می جوشاندند و بعد ها ( حدود قرن 15 و 16) در ترکیۀ امروزی دریافتند که قهوه باید برشته شود. ( البته گفتیم که هیچ یقینی به دلیل کمبود اسناد وجود ندارد.) بعد از ورود قهوه به یمن و مصرف توسط صوفیان یمنی در قرن 15 به عربستان و حجاز رسید و در آن جا دسته ای از علما آن را حرام خواندند، چرا که خیال می کردند آن هم نوعی شراب است و موجب ضرر رساندن به بدن می شود.

از تمام جریانات تاریخی قهوه که بگذریم، قهوه عربیکا هر آنچه که هست، بومی منطقۀ اتیوپی است و از آنجا به دنیا راه یافته است. گونۀ روبوستا هم در سال 1897 به عنوان یک گونۀ جدای قهوه معرفی شد. روبوستا بومی مناطق آفریقای غربی و مرکزی است و از لیبریا تا تانزانیا و آنگولا را شامل می شود.

واژه شناسی قهوه:

واژۀ قهوه، عربی شدۀ واژۀ کفا یا کافا است که در اصل نام منطقه و شهری در اتیوپی بوده است که گیاه قهوه ابتدا در آنجا یافت شد. فرهنگ نویسان عرب می گویند واژۀ قهوه در اصل نام نوعی شراب بوده است که بعد ها نام این نوشیدنی شده و همچنین می گویند ریشۀ این واژه فعل قها به معنای بی اشتها بودن است، زیرا در گذشته تصور می شد که قهوه موجب بی اشتهایی می شود. ابوعلی سینا هم در کتاب خود از قهوه به نام بونو نام برده است، زیرا ایرانیان در قدیم آن را بونو می خواندند.

 

پایان قسمت سوم

 

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید